مقاله
معلمِ آینده؛ از انتقالدهنده دانش تا طراحِ یادگیری
13 مرداد 1405 | 13:24
محمد رضا نادرلو

ما در دورهای زندگی میکنیم که اطلاعات، دیگر کالایی کمیاب نیست. دانشآموز امروز با چند لمس ساده روی تلفن همراه خود به حجم بزرگی از محتوا، پاسخ و آموزش دسترسی دارد. بنابراین پرسش اصلی آموزش دیگر این نیست که: «چگونه اطلاعات بیشتری منتقل کنیم؟» پرسش مهمتر این است: «چگونه دانشآموزانی تربیت کنیم که بتوانند در جهانِ متغیر، فکر کنند، انتخاب کنند و یاد بگیرند؟»
مدرسهای که همچنان فقط بر حفظکردن پاسخها تکیه کند، ممکن است دانشآموز را برای آزمونهای امروز آماده کند؛ اما الزاماً او را برای مسئلههای ناشناخته فردا آماده نخواهد کرد. آینده به انسانهایی نیاز دارد که بتوانند یاد بگیرند، آموختههای ناکارآمد را کنار بگذارند و دوباره یاد بگیرند. اینجا است که نقش معلم از «انتقالدهنده دانش» به «طراح تجربه یادگیری» تغییر میکند.
معلم آینده فقط نمیپرسد: «چه چیزی را تدریس کنم؟» او میپرسد: «دانشآموز پس از این یادگیری، چه توانایی تازهای پیدا میکند؟» آیا میتواند مسئلهای را تحلیل کند؟
آیا جرئت دارد پرسش بپرسد؟
آیا میتواند با دیگران همکاری کند؟
آیا در برابر اشتباه، متوقف میشود یا از آن برای یادگیری استفاده میکند؟
یکی از ابزارهای مهم برای ساختن چنین کلاسی، رویکرد کوچینگ در آموزش است. کوچینگ به معنای حذف تدریس نیست؛ بلکه مکمل آن است. معلم همچنان مفهومهای علمی، مهارتها و محتوای درسی را آموزش میدهد، اما در کنار آن به دانشآموز فرصت میدهد تا فکر کند، تصمیم بگیرد و مسئولیت بیشتری برای مسیر یادگیری خود بپذیرد.
برای مثال، فرض کنید دانشآموزی تکالیفش را انجام نمیدهد. واکنش رایج شاید این باشد: «باید منظمتر باشی» یا «از فردا تکالیفت را کامل انجام بده.» اما یک معلم با نگاه کوچینگی میتواند گفتوگویی آموزشیتر ایجاد کند:
- به نظرت چه چیزی انجام تکلیف را برایت دشوار کرده است؟
- چه زمانی از روز انرژی و تمرکز بیشتری داری؟
- اگر فقط قرار باشد یک تغییر کوچک ایجاد کنی، آن تغییر چیست؟
- از کجا میفهمی که این هفته بهتر عمل کردهای؟
این پرسشها پاسخ آماده نمیدهند؛ بلکه دانشآموز را به مشاهده، تحلیل و اقدام دعوت میکنند. در واقع، او بهجای اینکه فقط فرمان دریافت کند، تمرین میکند تا برای مسئلههای خود راهحل بسازد.
البته پرسشگری مؤثر، نیازمند مهارت است. پرسشهایی که فقط با «بله» و «خیر» پاسخ داده میشوند، معمولاً گفتوگو را محدود میکنند. در مقابل، پرسشهای باز مانند «چه راههای دیگری وجود دارد؟»، «چگونه به این نتیجه رسیدی؟» و «اگر دوباره شروع کنی، چه چیزی را تغییر میدهی؟» ذهن دانشآموز را فعال میسازند.
کلاس درس آینده، کلاسی نیست که در آن معلم همه پاسخها را بداند و دانشآموز فقط آنها را تکرار کند. کلاس آینده جایی است که در آن پرسشهای خوب ارزش پیدا میکنند، اشتباه به بخشی از یادگیری تبدیل میشود و هر دانشآموز فرصت دارد تواناییهای خود را کشف کند.
برای شروع لازم نیست برنامه درسی را یکباره تغییر دهید. در این هفته، تنها یک بار بهجای ارائه راهحل فوری، از دانشآموز خود یک پرسش عمیق بپرسید. شاید همین پرسش کوتاه، آغاز یک یادگیری بزرگ باشد.
فردا به دانشآموزانی تعلق ندارد که بیشترین پاسخها را حفظ کردهاند؛ به کسانی تعلق دارد که آموختهاند در میان تغییر، پرسشهای بهتر بسازند، راههای تازه بیابند و هر بار که جهان دگرگون میشود، دوباره یاد بگیرند.
قبلی
بهترین ایده کیک برای شب یلدا (۵ ایده عالی و خوشمزه)
بعدی
چگونه کباب کوبیده آبدار و حرفهای بپزیم؟ (۲ نکته ساده)

محمد رضا نادرلو
کوچ آموزشی و معلم
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه خود را بنویسید
- دورهها
- مقالهها
- تماس با ما
- پروفایل
دسترسی سریع
