مقاله
چرا معلم امروز باید مهارت یادگیریِ دوباره را به دانشآموزان بیاموزد؟
30 مرداد 1405 | 12:48
محمد رضا نادرلو

در گذشته، بخش مهمی از آموزش بر انتقال دانستههای ثابت استوار بود. معلم محتوایی را آموزش میداد، دانشآموز آن را میآموخت و انتظار میرفت این آموختهها برای سالها کافی باشند. اما جهان امروز با شتابی حرکت میکند که این الگو را به چالش کشیده است. بسیاری از دانستهها بهسرعت بهروز میشوند، مهارتهای تازه پدید میآیند و شیوههای زندگی، کار و ارتباط دائماً در حال تغییرند. در چنین شرایطی، شاید مهمترین وظیفه مدرسه دیگر فقط «یاد دادن» نباشد، بلکه «آموزشِ یادگرفتن، فراموشکردنِ الگوهای ناکارآمد و یادگیریِ دوباره» باشد.
دانشآموزی که فقط برای تکرار پاسخهای از پیش تعیینشده آموزش میبیند، ممکن است در آزمونها موفق باشد؛ اما در مواجهه با مسئلههای تازه، دچار سردرگمی شود. در مقابل، دانشآموزی که یاد گرفته چگونه اطلاعات را بررسی کند، از اشتباه نترسد، مسیر خود را اصلاح کند و دوباره آغاز کند، آمادگی بیشتری برای زندگی واقعی خواهد داشت. این همان نقطهای است که نقش معلم از «منبع اصلی پاسخ» به «راهنمای یادگیری» تغییر میکند.
یادگیریِ دوباره، بهمعنای بیارزششدن دانش قبلی نیست. بلکه به این معناست که دانشآموز بداند برخی پاسخها همیشگی نیستند و گاهی لازم است با شجاعت بپذیرد که باید نگاه خود را اصلاح کند. برای مثال، دانشآموزی که در حل مسئله ریاضی فقط به یک روش عادت کرده، اگر با مسئلهای متفاوت روبهرو شود، ممکن است متوقف شود. اما اگر از قبل آموخته باشد که تغییر روش بخشی طبیعی از یادگیری است، با انعطاف بیشتری ادامه میدهد.
معلم میتواند این مهارت را در سادهترین موقعیتهای کلاس تمرین دهد. وقتی پاسخ دانشآموز نادرست است، بهجای آنکه فقط بگوید «اشتباه است»، میتواند بپرسد:
- فکر میکنی کدام بخش از راهحل نیاز به بازبینی دارد؟
- اگر بخواهی از زاویه دیگری به مسئله نگاه کنی، چه میکنی؟
- چه چیزی را تا اینجا خوب پیش رفتی و کجا لازم است مسیرت را اصلاح کنی؟
- این تجربه چه چیزی به تو یاد داد؟
چنین پرسشهایی به دانشآموز میآموزد که اشتباه، پایان مسیر نیست؛ بخشی از مسیر یادگیری است. او کمکم درمییابد که تغییر نظر، بازنگری در پاسخ و امتحانکردن راهی تازه، نشانه ضعف نیست؛ نشانه رشد است.
برای تقویت این نگرش، معلم میتواند سه اقدام ساده اما اثرگذار انجام دهد. نخست، در کلاس فضایی بسازد که در آن اشتباهکردن، ترسناک نباشد. دوم، دانشآموزان را تشویق کند فرایند فکرکردن خود را توضیح دهند، نه فقط جواب نهایی را. سوم، موقعیتهایی طراحی کند که در آنها بیش از یک راهحل ممکن وجود داشته باشد. این سه کار، ذهن دانشآموز را از وابستگی به «تنها پاسخ درست» دور میکند و او را برای یادگیریِ پویا آماده میسازد.
مدرسه اگر بخواهد با جهان آینده همقدم بماند، باید به دانشآموزان فقط محتوا ندهد؛ باید ظرفیت سازگاری، بازاندیشی و شروع دوباره را نیز در آنها پرورش دهد. معلمی که این مهارت را آموزش میدهد، در حقیقت دانشآموز را برای امتحان بعدی آماده نمیکند؛ او را برای زندگی آماده میکند.
آینده از آنِ کسانی نیست که فقط دانستههای دیروز را حفظ کردهاند؛ از آنِ کسانی است که آموختهاند هر بار جهان تغییر میکند، خود را نیز با شجاعتِ یادگیریِ دوباره بازآفرینی کنند.
قبلی
بهترین ایده کیک برای شب یلدا (۵ ایده عالی و خوشمزه)
بعدی
چگونه کباب کوبیده آبدار و حرفهای بپزیم؟ (۲ نکته ساده)

محمد رضا نادرلو
کوچ آموزشی و معلم
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه خود را بنویسید
- دورهها
- مقالهها
- تماس با ما
- پروفایل
دسترسی سریع
