مقاله
کوچینگ برای کادر اجرایی مدرسه؛ از «مدیریت امور» تا «رهبریِ رشد»
30 مرداد 1405 | 11:41
محمد رضا نادرلو

در بسیاری از مدارس، کادر اجرایی (مدیران اجرایی، معاونان و مسئولان عملیاتی) بیشتر نقش «آتشنشان» را ایفا میکنند؛ کسانی که دائم در حال خاموش کردن بحرانهای لحظهای، حل تعارضات خرد و اجرای بخشنامههای اداری هستند. در این پارادایم سنتی، مدیریت اجرایی یعنی کنترلِ همهچیز و اطمینان از اینکه هیچکس از رویههای استاندارد تخطی نکند. اما در مدارس شناختی و آیندهنگر، این سبک مدیریت نه تنها ناکارآمد است، بلکه مانع اصلی رشد مدرسه محسوب میشود.
جایگزین این سبک، «کوچینگ اجرایی» است؛ رویکردی که در آن کادر مدیریت بهجای صدور دستورات سلسلهمراتبی، نقش تسهیلگرِ توانمندیهای معلمان و کارکنان را بر عهده میگیرند.
چرا کادر اجرایی به مهارتهای کوچینگ نیاز دارند؟
مدیریت مدرسه، مدیریتِ پیچیدگیهای انسانی است. کادر اجرایی هر روز با مسائل متعددی روبروست: معلمی که انگیزه تدریس ندارد، پرسنلی که با تغییرات مدرسه همراه نیست، یا اصطکاکهای بینفردی که فضای آموزشی را سنگین میکند. اگر کادر اجرایی فقط دستور بدهد، مقاومت ایجاد میشود. اما اگر کوچینگ کند، «تعامل» ایجاد میشود.
کوچینگ برای کادر اجرایی یعنی یادگیریِ هنرِ «پرسشگری» بهجای «دستوردهی». وقتی یک مدیر اجرایی یاد میگیرد که بهجای گفتنِ «این کار را انجام بده»، بپرسد «به نظر شما بهترین راه برای حل این چالش چیست؟»، او در حالِ مسئولیتپذیر کردنِ تیم خود است.
ارکان کوچینگ در مدیریت اجرایی مدرسه
۱. تبدیل حل مسئله به یادگیری:
وقتی مشکلی در مدرسه پیش میآید (مثلاً افت نظم در زنگهای تفریح)، مدیر اجرایی کوچمحور بلافاصله راه حل خودش را دیکته نمیکند. او تیم اجرایی یا معلمان را جمع میکند و با پرسیدن سوالات تحلیلی، کمک میکند تا خود آنها به ریشه مشکل برسند. این کار باعث میشود معلمان و کارکنان احساس کنند مالکِ راهحلها هستند، نه فقط مجریِ دستورات.
۲. تفویض اختیار مبتنی بر اعتماد:
بسیاری از مدیران نمیتوانند کارها را واگذار کنند، چون فکر میکنند «کسی مثل خودم انجام نمیدهد». کوچینگ به مدیر کمک میکند تا شایستگیهای اطرافیانش را ببیند و با حمایتِ مرحلهبهمرحله، مسئولیتها را واگذار کند. این یعنی ساختنِ سیستمی که به حضورِ فیزیکی مدیر در تکتک جزئیات وابسته نیست.
۳. جلسات بازخوردِ سازنده:
مدیریت اجرایی سنتی، بازخورد را محدود به «ارزیابی عملکرد سالانه» یا «تذکر هنگام خطا» میداند. کوچینگ اما، بازخورد را به بخشی از فرهنگ جاری مدرسه تبدیل میکند؛ گفتوگوهای کوتاهی که در آن، مدیر بر نقاط قوتِ فرد تأکید میکند و کمک میکند تا فرد خودش، نقاط قابلبهبودش را شناسایی کند.
تأثیرِ سیستماتیک کوچینگ بر مدرسه
وقتی کادر اجرایی شروع به استفاده از تکنیکهای کوچینگ میکند، اتفاقی فراتر از مدیریتِ بهتر میافتد:
- کاهش فرسودگی شغلی: وقتی بارِ تصمیمگیری و حل مسائل بر دوش کل تیم تقسیم شود، مدیر مدرسه از زیر فشارِ خردکنندهِ مدیریتِ تکنفره خارج میشود.
- افزایش نوآوری: معلمانی که احساس کنند در فضای مدرسه شنیده میشوند و نظراتشان برای مدیریت مهم است، خلاقیت بیشتری در تدریس و طراحیِ رویدادهای آموزشی نشان میدهند.
- شفافیت رویهها: مدیریت کوچمحور تمایل بیشتری به مستندسازی و شفافسازی فرایندها دارد (سیستمسازی) تا افراد مجبور نباشند برای هر تصمیم ساده، پشتِ درِ دفتر مدیریت منتظر بمانند.
سخن پایانی
مدرسه آینده، سازمانی نیست که با «ترس و دستور» اداره شود، بلکه زیستبومی است که با «رشد و گفتوگو» شکوفا میشود. کادر اجرایی که تنها وظیفهاش اجرای دستورالعملهاست، بهزودی توسط نرمافزارها و سیستمهای هوشمند جایگزین خواهد شد. اما کادر اجرایی که «کوچینگ» میداند، تخصصش در مدیریتِ قلبها و ذهنهای انسانهاست؛ مهارتی که هرگز قدیمی نمیشود.
مدیران مدارس فردا، دیگر «ناظرانِ کلاسها» یا «امضاکنندگانِ بخشنامهها» نیستند؛ آنها معمارانی هستند که با قدرتِ پرسشگری و کوچینگ، محیطی را طراحی میکنند که در آن، هر معلم و کارمندی به بهترین نسخه از خودش تبدیل شود.
قبلی
بهترین ایده کیک برای شب یلدا (۵ ایده عالی و خوشمزه)
بعدی
چگونه کباب کوبیده آبدار و حرفهای بپزیم؟ (۲ نکته ساده)

محمد رضا نادرلو
کوچ آموزشی و معلم
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه خود را بنویسید
- دورهها
- مقالهها
- تماس با ما
- پروفایل
دسترسی سریع
