مقاله
والدین در نقش کوچ؛ همراهی برای رشد، نه کنترل مسیر
30 مرداد 1405 | 13:27
محمد رضا نادرلو

والدین معمولاً از سر دلسوزی میخواهند بهترین مسیر را برای فرزندشان انتخاب کنند. آنها به فرزند خود میگویند چه بخواند، با چه کسی دوست شود، چگونه درس بخواند و در آینده چه شغلی داشته باشد. این توصیهها ممکن است از تجربه و محبت سرچشمه بگیرند؛ اما اگر بیش از اندازه شوند، بهتدریج فرصت فکرکردن و تصمیمگرفتن را از نوجوان میگیرند.
والد بودن فقط به معنای مراقبت و تأمین نیازهای فرزند نیست؛ بلکه یعنی کمک کنیم او به انسانی مستقل، مسئول و توانمند تبدیل شود. در این مسیر، یکی از نقشهای مؤثر برای والدین، نقش کوچ است؛ یعنی همراهی آگاهانه با فرزند برای اینکه خودش توانایی شناخت مسئله، کشف راهحل و انتخاب مسیر مناسب را پیدا کند.
تفاوت والد کنترلگر و والد کوچ
والد کنترلگر معمولاً پاسخها را آماده دارد. وقتی فرزند با مشکلی روبهرو میشود، سریع راهحل ارائه میکند، تصمیم میگیرد و گاهی حتی به جای او اقدام میکند. در کوتاهمدت ممکن است مسئله حل شود؛ اما فرزند فرصت یادگیری و کسب تجربه را از دست میدهد.
والد در نقش کوچ، پیش از ارائه راهحل، تلاش میکند مسئله را از نگاه فرزند بشنود. او به جای اینکه بگوید «من میدانم چه کاری باید انجام دهی»، میپرسد: «خودت این موقعیت را چگونه میبینی؟»، «چه گزینههایی داری؟» و «فکر میکنی کدام انتخاب برایت مناسبتر است؟»
کوچینگ والدین به معنای بیتفاوتی یا رهاکردن فرزند نیست. والد همچنان مرزها، ارزشها و قوانین ضروری را مشخص میکند؛ اما در محدوده امن، به فرزند فرصت انتخاب و تجربه میدهد.
مهارتهای والد کوچ
۱. شنیدن فعال
گاهی فرزند بیش از آنکه به نصیحت نیاز داشته باشد، نیازمند شنیدهشدن است. والد کوچ هنگام صحبتکردن فرزند، تلفن همراه را کنار میگذارد، واکنش عجولانه نشان نمیدهد و تلاش میکند احساسات و نگرانیهای او را درک کند.
جملهای ساده مانند «میفهمم این موضوع برایت سخت بوده» میتواند فضای گفتوگو را تغییر دهد. شنیدن فعال به این معنا نیست که با همه رفتارهای فرزند موافق باشیم؛ یعنی پیش از قضاوت، او را بفهمیم.
۲. پرسیدن پرسشهای رشددهنده
پرسشهای مناسب، ذهن فرزند را فعال میکنند. به جای گفتن «چرا همیشه درست را انجام نمیدهی؟» میتوان پرسید: «چه چیزی باعث شد این تصمیم را بگیری؟» یا «اگر دوباره با چنین موقعیتی روبهرو شوی، چه کاری را متفاوت انجام میدهی؟»
پرسش کوچینگ نباید شبیه بازجویی یا امتحان باشد. هدف آن کمک به فرزند برای شناخت بهتر خود و موقعیت است.
۳. تمرکز بر فرایند، نه فقط نتیجه
والد کوچ تنها نمره، رتبه یا موفقیت نهایی را نمیبیند؛ بلکه تلاش، پیشرفت، پشتکار و روش فرزند را نیز مورد توجه قرار میدهد. به جای اینکه فقط بگوید «آفرین که نمره خوبی گرفتی»، میتواند بگوید: «دیدم برای این آزمون برنامهریزی کردی و با وجود دشواریها ادامه دادی.»
این نوع بازخورد، انگیزه درونی و احساس شایستگی را افزایش میدهد.
۴. واگذاری مسئولیت متناسب با سن
مسئولیتپذیری با سخنرانی ایجاد نمیشود؛ با تمرین شکل میگیرد. والدین باید بخشی از کارهای شخصی و تصمیمهای متناسب با سن را به فرزند واگذار کنند. مدیریت زمان، آمادهکردن وسایل، برنامهریزی مطالعه یا حل یک تعارض ساده، فرصتهایی برای رشد هستند.
ممکن است فرزند در این مسیر اشتباه کند؛ اما اشتباه کنترلشده، بخشی از یادگیری است. والد باید در کنار او باشد، نه اینکه همیشه جای او عمل کند.
مرزهای ضروری را فراموش نکنیم
کوچینگ به معنای آزادی بیحدومرز نیست. کودکان و نوجوانان به قوانین روشن، امنیت عاطفی و پیامدهای منطقی نیاز دارند. والد میتواند هم شنونده و همراه باشد و هم در موضوعاتی مانند سلامت، امنیت، احترام و مسئولیتهای خانوادگی قاطعانه رفتار کند.
تفاوت در این است که قاطعیت با تحقیر، تهدید و سلطهگری همراه نباشد. قانون باید تا حد امکان روشن، قابل توضیح و ثابت باشد.
سخن پایانی
والدین در نقش کوچ، فرزند خود را پروژهای برای اصلاح نمیبینند؛ بلکه او را انسانی در حال رشد میدانند. آنان به جای ساختن یک مسیر از پیش تعیینشده، چراغهایی در مسیر روشن میکنند تا فرزند بتواند راه خود را آگاهانه پیدا کند.
فرزندانی که همیشه برایشان تصمیم گرفته میشود، ممکن است obedient و مطیع به نظر برسند؛ اما فرزندانی که فرصت فکرکردن، انتخابکردن و مسئولیتپذیرفتن دارند، برای ساختن آینده آمادهترند.
قبلی
بهترین ایده کیک برای شب یلدا (۵ ایده عالی و خوشمزه)
بعدی
چگونه کباب کوبیده آبدار و حرفهای بپزیم؟ (۲ نکته ساده)

محمد رضا نادرلو
کوچ آموزشی و معلم
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه خود را بنویسید
- دورهها
- مقالهها
- تماس با ما
- پروفایل
دسترسی سریع
