مقاله

نگاه جهانی به کوچینگ در آموزش؛ از شعار تا سیاست‌گذاری آموزشی

31 مرداد 1405 | 12:26

محمد رضا نادرلو

نگاه جهانی به کوچینگ در آموزش؛ از شعار تا سیاست‌گذاری آموزشی

کوچینگ در آموزش، دیگر یک «مد روز» یا ترجمه‌ای از اصطلاحات مدیریتی نیست. در یک دهه اخیر، سازمان‌های بین‌المللی، نهادهای پژوهشی و نظام‌های آموزشی کشورهای مختلف، کوچینگ را از حاشیه به متن سیاست‌گذاری آموزشی آورده‌اند. اما پرسش اصلی این است: دنیا دقیقاً بر سر کوچینگ در مدرسه به چه نتیجه‌ای رسیده است؟ چه مدل‌هایی را آزمایش کرده، چه داده‌هایی جمع کرده و به کدام سو حرکت می‌کند؟ در این مقاله، تصویری از نگاه جهانی به کوچینگ در آموزش مدارس ترسیم می‌کنیم.

چرا دنیا به کوچینگ روی آورد؟

پاسخ ساده است: کارگاه‌های آموزشی سنتی جواب ندادند. دهه‌ها پژوهش نشان داده است که جلسات یک‌روزه آموزش ضمن خدمت، بدون پیگیری و بدون ارتباط با کلاس واقعی، تأثیر ناچیزی بر کیفیت تدریس و یادگیری دانش‌آموزان دارند. برآوردها نشان می‌دهد مدارس در کشورهای مختلف حدود ۶ تا ۹ درصد بودجه عملیاتی سالانه خود را صرف توسعه حرفه‌ای معلمان می‌کنند؛ اما بخش بزرگی از این سرمایه، در قالب جلساتی هزینه می‌شود که چند هفته بعد، هیچ اثری از آن‌ها در کلاس دیده نمی‌شود.

در مقابل، پژوهش‌های بانک جهانی و بروکینگز نشان می‌دهد کوچینگ (به‌ویژه کوچینگ کلاسی و آموزشی) یکی از مؤثرترین مداخلات برای بهبود مهارت تدریس معلمان است. تأثیر آن بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان، اگرچه متوسط است (برخی پژوهش‌ها اثری در حدود ۰.۱۸ انحراف معیار بر یادگیری دانش‌آموز گزارش کرده‌اند)، اما به‌طور معناداری از کارگاه‌های سنتی بیشتر است. تفاوت اصلی هم مشخص است: کارگاه، «گفتن» است؛ کوچینگ، «تمرین کردن در بستر واقعی کار».

داده‌های بزرگ‌ترین نظرسنجی جهان: TALIS 2024

معتبرترین تصویر جهانی از وضعیت معلمان و توسعه حرفه‌ای آن‌ها، نظرسنجی TALIS (پیمایش بین‌المللی آموزش و یادگیری) است که توسط OECD انجام می‌شود. آخرین دوره این پیمایش که در اکتبر ۲۰۲۵ منتشر شد، داده‌هایی از حدود ۲۸۰ هزار معلم و مدیر در ۱۷ هزار مدرسه از ۵۵ نظام آموزشی جهان گردآوری کرده است. چند یافته کلیدی این گزارش، مستقیماً به موضوع کوچینگ مربوط می‌شود:

  • منتورینگ معلمان تازه‌کار، اهرم سیاست‌گذاری جهانی شده است. داده‌های TALIS نشان می‌دهد معلمان تازه‌کاری که مربی (منتور) دارند، از رضایت شغلی و به‌زیستی بالاتری برخوردارند. این یافته، منتورینگ را از یک اقدام داوطلبانه به یک «ابزار سیاستی» برای نگه‌داشت معلمان تبدیل کرده است.
  • پوشش منتورینگ هنوز نابرابر است. به‌طور متوسط تنها حدود ۲۶ درصد معلمان تازه‌کار در کشورهای OECD یک منتور تعیین‌شده دارند؛ در حالی که این رقم در آمریکا و سنگاپور به ۴۲ درصد می‌رسد. این شکاف نشان می‌دهد بسیاری از نظام‌های آموزشی هنوز در آغاز راه‌اند.
  • معلمان خودشان خواستار توسعه حرف‌ای جدیدند. حدود ۲۹ درصد معلمان معتقدند هوش مصنوعی باید در محتوای توسعه حرفه‌ای معلمان گنجانده شود؛ و در کشورهای پیشرو مانند سنگاپور و امارات، حدود ۷۵ درصد معلمان از هوش مصنوعی در کار خود استفاده می‌کنند و بیشترین آموزش مرتبط با آن را دریافت کرده‌اند.

نکته جالب‌تر از داده‌های دوره‌های قبلی TALIS به دست می‌آید: در TALIS 2018، اگرچه اکثر معلمان در یک فعالیت توسعه حرفه‌ای شرکت کرده بودند، اما کمتر از نیمی از آن‌ها در آموزش مشارکتی و هم‌آموزی با همکاران شرکت داشتند؛ در حالی که خود معلمان، یادگیری مشارکتی را مؤثرترین شکل توسعه حرفه‌ای ارزیابی کرده بودند. به زبان ساده: معلمان جهان سال‌ها بود که می‌گفتند «می‌خواهیم با هم یاد بگیریم»، اما ساختارها هنوز آن‌ها را به جلسات انفرادی و سخنرانی‌محور دعوت می‌کردند.

سرمایه‌گذاری جهانی در کوچینگ معلمان

نهادهای توسعه بین‌المللی نیز به این نتیجه رسیده‌اند که کوچینگ، مقرون‌به‌صرفه‌ترین مسیر بهبود کیفیت آموزش در کشورهای کم‌درآمد و متوسط است. برنامه Coach بانک جهانی که بر پایه ابزارهای مشاهده کلاس «Teach» طراحی شده بود، با ترکیب کوچینگ انفرادی، آموزش گروهی و ارائه ترکیبی، به کشورها کمک می‌کرد توسعه حرفه‌ای معلمان را در خود کلاس‌ها جاسازی کنند.

بین سال‌های ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴، برنامه مشترک بانک جهانی و بنیاد لگو (SUNSET) تقریباً ۵.۵ میلیون دلار به ۲۴ کشور از جمله پاکستان، هند، رومانی، تانزانیا، ازبکستان، مکزیک، نیجریه و آرژانتین اختصاص داد تا مدل‌های کوچینگ معلمان را اجرا و ارزیابی کنند. این سرمایه‌گذاری‌ها نشان‌دهنده یک باور جهانی است: اگر بخواهیم یادگیری کودکان را بهبود دهیم، مؤثرترین نقطه مداخله، «کلاس درس» است و مؤثرترین ابزار در کلاس، «کوچ معلم».

مدل‌های در حال گسترش در جهان

۱. کوچینگ آموزشی (Instructional Coaching)

رایج‌ترین مدل جهانی؛ کوچی که اغلب خودش معلم باتجربه است، وارد کلاس همکارش می‌شود، تدریس را مشاهده می‌کند، بازخورد می‌دهد و در طراحی و اصلاح درس همراهی می‌کند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد تعریف دقیق نقش کوچ و شفافیت انتظارات، مهم‌ترین عامل موفقیت این مدل است.

۲. کوچینگ همتا (Peer Coaching)

معلمان هم‌پایه، به‌صورت دوجانبه یا گروهی، کلاس یکدیگر را مشاهده و بازخورد می‌دهند. این مدل هزینه کمی دارد و فرهنگ یادگیری سازمانی را تقویت می‌کند؛ اما نیازمند اعتماد بالا و مهارت بازخورد دادن است.

۳. کوچینگ ویدیویی (Video Coaching)

با گسترش فناوری، معلمان از تدریس خود فیلم می‌گیرند و با کوچ خود به تحلیل لحظه‌های کلیدی می‌پردازند. این مدل، مشاهده را از حالت قضاوتی به حالت تأملی تبدیل می‌کند و امکان مقیاس‌پذیری کم‌هزینه را فراهم می‌آورد؛ هرچند شکاف دیجیتال، چالش اصلی آن در کشورهای کم‌درآمد است.

۴. کوچینگ مدیران مدرسه

کشورهای پیشرو متوجه شده‌اند مدیر مدرسه، «کوچِ کوچ‌ها»ست. برنامه‌هایی که مدیران را در مهارت‌های کوچینگ تربیت می‌کنند تا معلمان را توانمند سازند، تأثیر فزاینده‌ای بر کل مدرسه دارند.

چالش‌های جهانی کوچینگ در آموزش

نگاه جهانی به کوچینگ، نگاهی همراه با نقد نیز هست. مهم‌ترین چالش‌ها عبارت‌اند از:

  • مقیاس‌پذیری: کوچینگ ذاتاً رابطه‌محور و پرهزینه است؛ گسترش آن به هزاران معلم، نیازمند مدل‌های لایه‌ای (آموزش کوچ‌ها توسط کوچ‌های ارشد) و ابزارهای فناورانه است.
  • کیفیت کوچ‌ها: یک کوچ آموزش‌ندیده، می‌تواند به‌جای توسعه، به قضاوت و سرکوب تبدیل شود. جهانی شدن کوچینگ بدون استانداردسازی شایستگی‌های کوچ، ریسک بزرگی است.
  • فرهنگ مدرسه: کوچینگ در مدرسه‌ای که فرهنگ آن بر نظارت و ارزیابی بنا شده، بی‌اثر یا حتی آسیب‌زا خواهد بود. کوچینگ نیازمند «ایمنی روانی» است.
  • شکاف دیجیتال: فناوری می‌تواند کوچینگ را ارزان‌تر کند، اما در کشورهایی که معلمان به اینترنت و ابزار دسترسی ندارند، همان فناوری، نابرابری را عمیق‌تر می‌کند.

درس‌ها برای مدارس ایران

نگاه جهانی به کوچینگ، چند درس روشن برای مدارس ایران دارد:

اول: توسعه حرفه‌ای معلمان باید از «جلسه» به «کلاس» منتقل شود. کارگاه‌های پراکنده را می‌توان با گروه‌های کوچینگ همتا جایگزین کرد که هزینه کمی دارند و اثرشان در کلاس واقعی دیده می‌شود.

دوم: معلم تازه‌کار نباید تنها وارد کلاس شود. تجربه جهانی (TALIS) نشان می‌دهد منتورینگ، هم رضایت شغلی را افزایش می‌دهد و هم از ترک حرفه جلوگیری می‌کند. مدارس ایران می‌توانند با ساده‌ترین شکل آن — سپردن هر معلم تازه‌کار به یک معلم باتجربه — آغاز کنند.

سوم: هوش مصنوعی وارد کلاس‌های دنیا شده است و معلمان خودشان آن را می‌خواهند. کوچینگ می‌تواند پل عبور معلمان از ترس فناوری به استفاده آگاهانه از آن باشد.

چهارم: کوچینگ یک «فرهنگ» است، نه یک «بخشنامه». تجربه جهانی نشان می‌دهد کوچینگ زمانی نتیجه می‌دهد که مدیر مدرسه، خودش کوچ باشد، اشتباه معلم را فرصت یادگیری ببیند و مدرسه به جای میدان نظارت، به «کارگاه یادگیری» تبدیل شود.

جمع‌بندی

جهان به یک جمع‌بندی روشن رسیده است: آینده آموزش، در گرو توسعه حرفه‌ای معلم است؛ و مؤثرترین شکل توسعه حرفه‌ای، کوچینگ است. از داده‌های TALIS گرفته تا سرمایه‌گذاری‌های بانک جهانی، از کوچینگ ویدیویی در مدارس سنگاپور تا برنامه‌های منتورینگ در آمریکا، همه به یک سو اشاره می‌کنند: مدرسه‌ای که معلمانش با هم یاد می‌گیرند، دانش‌آموزانی خواهد داشت که بهتر یاد می‌گیرند.

ایران نیز می‌تواند از این تجربه جهانی بیاموزد؛ نه با کپی‌برداری، بلکه با بومی‌سازی. کوچینگ در مدرسه ایرانی، می‌تواند از یک گفت‌وگوی ساده بین دو معلم در اتاق معلمان شروع شود؛ به شرطی که مدیر، آن گفت‌وگو را «وقت تلف‌شده» نبیند، بلکه آن را مهم‌ترین جلسه آموزشی مدرسه بداند.

منابع اصلی: گزارش نتایج TALIS 2024 (OECD، انتشار اکتبر ۲۰۲۵)؛ گزارش بروکینگز درباره کوچینگ آموزشی (۲۰۱۹)؛ برنامه Coach بانک جهانی و گزارش SUNSET (۲۰۲۴)؛ گزارش جهانی معلمان یونسکو.

boltسبک

قبلی

بهترین ایده کیک برای شب یلدا (۵ ایده عالی و خوشمزه)

بعدی

چگونه کباب کوبیده آبدار و حرفه‌ای بپزیم؟ (۲ نکته ساده)

img

محمد رضا نادرلو

کوچ آموزشی و معلم

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه خود را بنویسید

امتیاز شما *

دیدگاه شما *

برای ثبت دیدگاه ابتدا باید وارد سایت شوید.

logo-img

آموزشهای کاربردی برای معلمان و مدرسان

تهران

09025191431

    دسترسی سریع

  • دوره‌ها
  • مقاله‌ها
  • تماس با ما
  • پروفایل

    کاوش

  • جدیدترین دوره‌ها
  • جدیدترین مقاله‌ها